رد کردن لینک ها

چگونه شیوه نامه لحن و صدا ننویسیم

شیوه نامه لحن و صدا از آن موضوعاتِ چندپهلوست که آدم‌ها معمولا جایی شنیده‌اند که مجموعه‌های بزرگ و مهم یکی دارند، پس فکر می‌کنند برای این که مهم و بزرگ شوند، یا در راه بزرگی قدم بگذارند باید یکی داشته‌باشند و نمی‌دانند اصلا به چه دردی می‌خورد و ما چند روزی‌ست در خانه تجربه نویسی داریم فکر می‌کنیم به جز شیوه نامه لحن و صدا باید روی موضوعی مانند شیوه نامه یو ایکس رایتینگ هم کار کنیم. برای همین با تمرکز بر voice & tone چند مطلب پایه‌ای نیاز داریم تا در ادامه از شیوه نامه یو ایکس رایتینگ بتوانیم صحبت کنیم.

ستون فقرات آنچه می‌خوانید را در مدیوم استیو هاو نوشته و من با کمی دخل و تصرف به فارسی برش گرداندم. پس بیایید شروع کنیم و ببینیم چه راه‌هایی برای فرار از ایجاد یک شیوه نامه لحن و صدا وجود دارد.

شیوه نامه لحن و صدا را معمولا در صنعت مد می‌بینید. Monzo یکی دارد، Salesforce هم یکی دارد و حتی دانشگاه تگزاس هم یکی برای خودش درست کرده و شما در همین جای متن می‌توانید بروید و آن نمونه‌ها را ببینید و شبیه به همان‌ها یک نسخه‌ی فارسی درست کنید. این کاری‌ست که معمولا مجموعه‌های ایرانی انجام می‌دهند و عیبی هم ندارد، ایران است دیگر و داریم در مورد سندی صحبت می‌کنیم که حتی کسی نمی‌داند دقیقا چیست، پس کپی کردن هم جواب می‌دهد.

اگر هنوز نمی‌خواهید از راه آسان بروید یک راهِ نیمه‌آسان هم هست که با کمی زحمت بیش‌تر، مهندسی معکوس و تغییر ارزش‌های سازمانی که در آن کار می‌کنید یکی بسازید. این هم مشکلی ایجاد نمی‌کند. مشکل وقتی است که بخواهید همه‌چیز را خودتان درست کنید و این هدف اصلی متن است تا از ایجاد آن منصرف شوید، چرا باید هفته‌ها زحمت بکشید تا به نتیجه برسید؟

مشکل کجاست؟

معمولا شیوه نامه‌های لحن و صدا را‌هنمای دوران صلح محتواست. پیش از این که به وجود آن نیازی باشد نوشته می‌شود و وقتی قرار می‌شود طبق آن پیش بروید وقتی‌ست که مشکل شروع می‌شود. نگاهی به جدول زیر بیندازید.

نامه لحن و صدا در محصول

حالا که قرار نیست از ساختن شیوه نامه لحن و صدا منصرف شوید بیایید بر مشکل اصلی متمرکز شویم. مشکل اصلی زمانی‌ست که آدم‌های متعددی در مجموعه‌ی شما به شکل‌های مختلف می‌نویسند. بیایید فرض کنیم که مثلا در یک نوشته یک نفر می‌نویسند پنج‌مین، در یک نوشته دیگر پنج‌امین، پنجمین، ۵مین و بعد کدام درست است و کدام درست‌تر؟

پاسخ دادن به این که کدام درست است برای هرکسی که زبان فارسی می‌داند مفید است و اصلی‌ترین دلیل وجود کاری به نام ویراستاری، سبب می‌شود کسی با خواندن آنچه نویسندگان می‌نویسند تعجب نکند. دمِ دست‌ترین نمونه‌اش اشتباه‌های یکی در میان بی‌بی‌سی فارسی در اینستاگرام و هکسره است و در بهترین حالت پاسداری از معنی در زبان فارسی.

پاراگراف قبلی به این معنی نیست که به عنوان شیوه‌نامه بروید و غلط ننویسیم ابولحسن نجفی را کپی کنید و به همه نویسندگان‌تان بدهید. این شیوه‌نامه‌ها با تمام عظمتی که دارند هیچ فایده‌ای نخواهند داشت. چرا که موضوعاتی که شما به آن‌ها نیاز دارید را پوشش نمی‌دهند و در آن‌ها خبری از لغات جدید نیست. توییت کردن و اسنپ گرفتن افعال بیرون دستورالعمل‌های ادبی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است و شاید بهترین رسم‌الخطی که حسام نوشته مفیدتر باشد.

با این که در این نوشته قصدِ راهنمایی ندارم اما بهترین جایی که می‌توانید برای شیوه نامه لحن و صدا شروع کنید می‌تواند همین اشتباه‌های تکراری باشد.

خانه تجربه نویسی

اصلا لحن یعنی چه؟

لحن موضوعی استوار نیست و بر سر آن حواشی زیاد است. بعضی معتقدند نوشته اصلا لحن نمی‌تواند داشته باشد و بعضی دیگر بدون این که دلیل موجهی برای شما بیاورند می‌گویند مگر می‌شود نوشته لحن نداشته باشد و این لحظه بیایید از این حواشی بگذریم و فرض کنیم لحن وجود دارد و خودش را معمولا در یک بافت نشان می‌دهد.

ای وای ای وای ای وای

بیایید در این پاراگراف یک مثال بزنیم و بعد چند نمونه که معمولا در همه‌جا بد کار می‌کند را بررسی کنیم. “ای وای” یک مثال خوب است برای این که لحن در بافت معنی پیدا می‌کند. ای وای را ممکن است در جواب دزدیدن موبایل‌تان موقع خواندن این یادداشت بگویید، لطفا مراقب باشید، ممکن است در کامنت یک پست اینستاگرام که یک گربه دارد پفک می‌خورد بنویسید یا در هر جای دیگری.

همچنان قصد راهنمایی ندارم اما ای وای می‌تواند لحنی برای تعجب، اندوه یا خوشحالی باشد. پس اگر قرار است از لحن بنویسید بدانید که بدون بافت از لحن نوشتن بی‌فایده است.

ربات‌های از پیش برنامه‌ریزی‌شده

یکی از بخش‌هایی که لحن معمولا می‌تواند مشکل ایجاد کند پیام‌های پیش‌نویسی شده است، مانند ربات‌های گفتگوی آنلاین که فرقی نمی‌کند شما حال‌تان خوب یا بد است، این‌ها همیشه خوش‌حال و مودب و دوستانه‌اند و این یعنی لحن اشتباه.

ظاهر و باطن متفاوت یا: حرفت یا عملت یکی نیست

مشکل بعدی لحن زمانی‌ست که مجموعه شما رفتاری چندگانه دارد و بیایید این را هم با یک مثال بررسی کنیم. در تمام وب‌سایت و صفحات مختلف محصول شما محترمانه رفتار می‌کنید اما وقتی کسی با پشتیبانی تماس می‌گیرد باید ۱۰ دقیقه منتظر بماند تا بتواند بگوید مشکلی دارد و این یعنی شما باید زمانی که دارید شیوه نامه لحن و صدا درست می‌کنید نیاز به همکاری تمام سازمان دارید.

یک راه دیگر برای این که شیوه‌نامه لحن و صدا ننویسید این است که یک نویسنده آگاه استخدام کنید. یک نویسنده‌ی خوب به طور غریزی مخاطب را در محور آنچه می‌نویسد قرار می‌دهد. شرایط‌اش را درک می‌کند. علایق خواننده را نسبت به هر موضوع در نظر می‌گیرد و صفت‌های خوب و مفیدِ دیگر که سبب می‌شود شما قانع شوید با استخدام یک نویسنده از نوشتن شیوه‌نامه دست بکشید.

خانه تجربه نویسی

آیا کیفیتی به نام صدا در متن وجود دارد؟

قبل از این که به جواب این سوال فکر کنیم به این فکر کنیم که چه فرقی می‌کند که صدای شما مثل بقیه نباشد؟ فکر می‌کنید کمپانی‌های واقعی در دنیا خیلی با هم تفاوت دارند؟ جدول زیر را ببینید تا ببینید نوشتن شیوه نامه لحن و صدا چه‌قدر ممکن است تکراری به نظر برسد.

برندلحن
Mailchimpصریح، اصیل و شوخ‌طبع
Salesforceصادقانه، واضح، شوخ و الهام‌بخش
Monzoبلندپرواز، مثبت، شفاف و آزاد
Channel 4پررنگ، شگفت و چالش برانگیز
Bufferمرتبط، اصیل، قابل دسترس، شفاف و اطلاع‌رسان
Atlassianپررنگ، کاربردی و مثبت
Formstackدوستانه، آموزنده، شوخ، هوشمند و انگیزاننده
Microsoftگرم، آرام، مطنطن و شفاف
Shopifyمطمئن، همدلانه و شفاف
Intuitپرشور، مثبت، فعال و همدلانه
Typeformمطمئن، شفاف، انسانی و دوستانه
نمونه‌هایی از لحن در برندهای مختلف

آیا واقعا این صفت‌های قشنگ را بعد از این که در شیوه نامه لحن و صدا به عنوان استاندارد متن نوشتید می‌توانید اندازه‌گیری کنید؟ آدم یادِ رادیو چهرازی نمی‌افتد که برای امیر قاسمی نامه نوشته بود و می‌گفت همه اسم قشنگا رو بی‌بی‌سی فارسی برداشته؟

این صفت‌ها را حتی اگر بنویسید هم از نظرِ من و خیلی‌های دیگر تفاوتی با نوشتن بیو در تیندر و بامبل ندارد. همه آن‌جا کلی صفت مثبت در وصف خودشان نوشته‌اند و یک عکس با چوب اسکی و یک عکسِ دیگر در خارج دارند! کمپانی شما فقط اگر نمایندگی پول شویی برای دزدان دریای کارائیب در خاورمیانه باشد لازم است که برای شیوه نامه لحن و صدا این صفات را بنویسید، در غیر این صورت نیازی به هیچ صفتی ندارید.

اینترنت هرچه بیش‌تر پیش رفته متن‌ها از خشک‌نویسی به سمت دوستانه‌نویسی حرکت کرده است. به عنوان یک مجموعه و برای راهنمایی نویسندگان مختلف شما کافی‌ست از مجموعه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید چند خطی توضیح دهید. این که مکاتبات و مخاطبین دولتی دارید یا ندارید. این که بیش‌تر مخاطبین شما چه بازه‌ی سنی و جنسی‌ای را تشکیل می‌دهند.

معمولا برای توضیح به جز مشخص کردن مخاطب اضافه کردن یکی دو جمله هم می‌تواند مفید باشد. گاهی بیش از این که بگویید آدم‌ها چه باید بکنند می‌توانید بگویید که چه کاری نباید انجام دهند. پس از خطوط قرمز هم غافل نباشید. این هم می‌تواند یک رویکرد برای درست کردن شیوه‌نامه‌ای باشد که هنوز از درست کردن آن ناامید نشده‌اید.

یک راهنمایی دیگر هم برای فرار از نوشتن شیوه‌نامه این است که ببینید بازار چه چیزی داغ است. اگر همه‌جا حرف از همجنس‌خواهی است شما هم در نوشته‌های مختلف به آن‌ها اشاره کنید و برای‌شان امکانات درست کنید. اگر رنگین پوستی بازار گرمی دارد در بنرها و تولیدات‌تان به آن‌ها توجه کنید و چیزهایی از این دست که ظاهرا هیچ وقت کهنه نمی‌شوند.

خانه تجربه نویسی

آیا صدا فقط مربوط به نوشتار است؟

راست‌اش اصلا این که اسم این شیوه‌نامه را گذاشته‌اند یا می‌خواهید بگذارید لحن و صدا کمی عجیب است. شما نمی‌توانید یکی را بدون دیگری داشته باشید یا استفاده کنید. صدا همیشه لحن دارد و برعکس پس لطفا در نظر داشته باشید اگر کسی موقع درست کردن شیوه نامه لحن و صدا از شما پرسید که چرا در مورد تصویر، ویدیو، پشتیبانی و … هم نظر می‌دهید جواب درستی داشته باشید. انتقادشان منطقی‌ست.

آنچه منطقی نیست شعارهایی است که در مورد چیزهای مختلف باورمان شده است. در مورد برند قانون نانوشته‌ای وجود دارد که صدای برند هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند و این در حالی‌ست که هیچ‌کس نمی‌تواند شخصیت یک برند را تنها با کلمه توضیح دهد و همواره در برندبوک‌ها پُر است از رنگ و فونت و …

هرچند که این قانون‌های همگانی وقتی بیش‌تر در هم می‌شکند که تقریبا‌ همه‌ی ما در مکالمات روزانه از ایموجی‌ها استفاده می‌کنیم و ما از ایموجی‌ها استفاده می‌کنیم چرا که بیش از این که بتوانیم با واژه توضیح دهیم می‌توانیم از تصویر استفاده کنیم و این یکی از نقاط قابل تأملی است که این روزها بیش‌تر و بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد: دریافت‌های تصویری.

پس در شیوه‌نامه‌ای که خط به خط نوشتن‌اش دارد سخت‌تر می‌شود باید به تصویر هم شبیه به متن اهمیت دهید.

حرف آخر برای ننوشتن شیوه نامه لحن و صدا

اگر با تمام آنچه خواندید هنوز به این نتیجه نرسیده‌اید که شیوه نامه لحن و صدا ننویسید کار بیش‌تری از ما ساخته نیست. سعی می‌کنیم چند مطلب دیگر بنویسیم که در آن‌ها بگوییم چطور این کار وقت‌گیر را انجام دهید.

مجله تخصصی یوایکس رایتینگ

در مجله یوایکس رایتینگ مطالب متنوعی دربارۀ نویسندگی تجربه کاربر و ابزار و روش‌های کار ux writing بخوانید:

+ آخرین نوشته‌های این نویسنده

من در خلاصه‌ترین شکل ممکن می‌دانم که چگونه باید بنویسم. می‌دانم چه‌طور چیزی که نمی‌دانم را بفهمم، بررسی کنم، پیچیده‌گی را ساده کنم و مخاطب را به آنچه می‌خواهد نزدیک و نزدیک‌تر کنم.

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه
این را برای یک دوست بفرست